تبلیغات
پرچم اسلام - زنان خردمند

زنان خردمند

نویسنده : ghasedak جمعه 31 مرداد 1393 12:07 ب.ظ  •    ارسال شده در: زن زن در اسلام


داستان هایی از حضور زنان خردمند در تاریخ

1. همسر بریهه

(بریهه از بزرگان مسیحی زمان امام جعفر صادق(ع) بود که به دین اسلام گروید)

بُرَیْهْ یا بُرَیْهه  از علماى بزرگ هفتاد ساله مسیحى در عصر امام صادق (ع ) بود كه مسیحیان به وجود او افتخار مى كردند؛ او مدتى بود كه عقیده اش نسبت به آئین مسیحیت سست شده بود؛ و به دنبال دین حق مى گشت و با بسیارى از مسلمانان بحث و مناظره نموده بود؛ او همسر خدمتگزارى داشت كه مطالب دینى را با او در میان مى گذاشت ؛ ولى با آن همه بحث و بررسى هنوز به نتیجه نرسیده بود؛ تا اینكه شیعیان او را به هشام بن حكم  یكى از شاگردان زبردست و دانشمند امام صادق (ع ) معرفى كردند.

داستان را در ادامه مطلب دنبال کنید.
منبع: http://www.aviny.com

بُرِیْهَه روزى با جمعى از مسیحیان به مغازه هشام در كوفه رفتند؛ دیدند هشام به عده اى قرآن یاد مى دهد؛ بریهه به هشام گفت : با همه عالمان و متكلمان اسلام  بحث و مناظره كرده ام ؛ ولى به نتیجه نرسیده ام ؛ اینك آمده ام با تو مناظره كنم .

هشام در حالى كه خنده بر لب داشت ؛ به او گفت : اگر معجزات حضرت مسیح (ع ) را مى خواهید ندارم.

سپس او سؤالاتى درباره اسلام ازهشام كرد و پاسخ كافى شنید؛ آنگاه هشام از او سؤالاتى درباره مسیحیت كرد؛ ولى او در پاسخ درمانده شد.
سرانجام بریهه شرمسار شد؛ و همراهانش اظهار پشیمانى مى كردند؛ و با این وضع متفرق شدند.

بریهه به خانه خود بازشگت و جریان ملاقات خود با هشام را براى همسرش تعریف كرد؛ و همسرش گفت : اگر در جستجوى دین حق هستى ؛ غمگین نباش ؛ هر كجا حق را دیدى بپذیر و در این مسیر لجاجت نكن .

بریهه سخن او را پذیرفت ؛ و روز دیگر نزد هشام رفت و به او گفت : آیا تو معلم و رهبرى نیز دارى ؟

- آرى .

او كیست و در كجاست و در چه حال است ؟

اندكى از نژاد و عصمت و علم و سخاوت و شجاعت امام صادق (ع ) را بیان كرد؛ و سپس گفت : اى بریهه ! خداوند هر حجتى را كه بر مردم دورانهاى گذشته منصوب نموده ؛ براى مردم دوران وسط و اخیر نیز اقامه كرد؛ و هیچگاه حجت خدا و دین از میان نرود.

سخن بسیار درستى گفتى آنگاه بریهه همراه همسر خود با هشام به سوى مدینه رهسپار شدند؛ تا به حضور امام صادق (ع ) برسند.

هشام همراه بریهه و همسر او (مسافرت طولانى بین كوفه ومدینه را به پایان رسانده ) به مدینه رسیدند. براى دیدار امام صادق (ع ) به خانه آن حضرت رفتند؛ در آنجا با امام كاظم (ع ) فرزند امام صادق (ع ) (كه در آن وقت كمتر از بیست سال داشت ) ملاقات نمودند.

هشام داستان خود با بریهه را براى امام كاظم (ع ) نقل كرد؛ در این هنگام امام كاظم (ع ) به بریهه فرمود: تا چه اندازه به كتاب دینت (انجیل ) آگاهى دارى ؟

آن را مى دانم .

- تا چه اندازه اطمینان دارى كه معنیش را بدانى ؟

به آن به خوبى آگاه هستم ؛ و در این جهت ؛ اطمینان بسیار دارم .

آنگاه امام كاظم (ع ) مقدارى از فرازهاى كتاب انجیل را خواند؛ بریهه (آنچنان تحت تأثیر جاذبه قرائت امام قرار گرفت كه هماندم نور ایمان بر سراسر قلبش تابید و) عرض كرد:

ایاك كنت اطلب منذ خمسین سنة او مثلك

پنجاه سال است كه من در جستجوى تو یا مانند تو بودم

 

ملاقات عالم بزرگ مسیحى با امام صادق (ع )

بریهه ؛ عالم بزرگ میسحیان از آن پس به خدا (و اسلام ) ایمان آورد؛ و در راه ایمان ؛ به خوبى استوار ماند؛ بانوئى كه همراهش بود نیز مسلمان شد؛ آنگاه هشام همراه بریهه و آن بانو به حضور امام صادق (ع ) رسیدند؛ و هشام جریان ملاقات حضرت كاظم (ع ) را با بریهه ؛ براى امام صادق بازگو گرد.

امام صادق (ع ) این آیه (34آل عمران ) را خواند: ذریة بعضها من بعض و الله سمیع علیم : آنها فرزندان و دودمانى بودند كه (از نظر علم و كمال ) بعضى از بعض دیگر گرفته شده بودند؛ و خداوند شنوا و دانا است .

(یعنى حضرت كاظم (ع ) گلى از نژاد رسالت و نبوت است كه آن گونه بریهه را تحت تأثیر قرار داده است ).

در این هنگام بریهه به امام صادق (ع ) عرض كرد: تورات و انجیل و كتابهاى آسمانى كه بر پیامبران نازل شد؛ از كجا به دست شما رسیده است ؟!

ـ این كتابها از ناحیه خود آن پیامبران ؛ به ارث به ما رسیده است (منظور ارث معنوى و علمى است ) همانگونه كه آنها كتابهاى آسمانى را مى خواندند؛ ما هم مى خوانیم ؛ و همانگونه كه آنها بیان مى كردند؛ ما نیز بیان مى كنیم .

و این را بدان كه :

ان اللّه لا یجعل حجةً فى ارضه یسأل عن شیى قبقول : لا أَدرى :

همانا خداوند حجتى در زمین خود نمى گذارد كه چیز از او بپرسند و او بگوید: نمى دانم  بلكه او قدرت پاسخگویى به همه سؤالات را دارد .


 



برچسب ها: زن ، بانو ، زن مسلمان ، زنان ، همسر ، خردمند ، داستان ،
آخرین ویرایش: جمعه 31 مرداد 1393 12:40 ب.ظ

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

 
چادر اماراتی